Welcome to << Houman Sadeghi Kaji >> Home Page

About Houman Sadeghi Kaji

Papes & Projects

Training

Download File

Gallery

کی و کجا!؟ اصلاً مهم نیست؛اصل ((بودن‌)) و چگونه ((شدن)) است... پائیز‌، روز پنجم‌ از آذرماه 1356 جلالی بود ... کی و کجا !؟ ((انجام)) را می‌گویم‌... نمی‌دانم! هیچ کسی نمی‌داند ... اما شناسنامه­ام را از آبادان گرفته­اند ... در روزگاری که هنوز آبادان، شهر جنگ­زده نبود... ابادان شهر دوست داشتنی من ... آبادان شهر صنعت نفت و خیابان امیری و ته لنجی و سینما رکس و تاج و انکس ... آبادان، شهر حسینیه­ها و سینه زنی محرم ... ابادان شهر فیدوس ... .

بعد از ظهر آخرین روزهای تابستان 59 شمسی،جنگ؛ شهر من و تمام کودکی من را گرفت!!! جنگی شروع شد که ثمره­اش را هنوز روی دیوارهای آجری شهرم میتوان دید... روی شناسنامه قدیمی­ام کارتی الصاق شده بود که با مهری  آبی رنگ زده بودند "جنگ زده"...  .برای من دیگر درهای آبی رنگ خانه­های شرکت نفتی و بریم بوارده و خیلی چیزهای دیگر تمام شده بود ...

سر سفره پر برکت پدر، بزرگ شدم و مادر؛ رفیق و مونس تنهایی‌هایم بود... کودکی و صدا‌، صدا و جلسات نجیب قرآن؛ نوجوانی و کتاب و قرآن و مولوی و شهرام ناظری و شجریان‌، کتاب و مجلات دانشمند ... حالا بگمانم اسماعيل عباسي دانشمند، پدربزرگ شده است. روزهای سختی بود ... پر از تنهایی.

از  ZX Spectrumو AMIGA500 و Commodore64 شروع کردم و به IBM PS1 و PS2 رسیدم ... کارت پانچ و IBM با 64K حافظه ...

جوانی و کامپیوتر،فیزیک و ریاضی ؛دبیرستان و درس و رفیقانم ... رياضي شهرياري و فيزيك گلستانيان ... رفیقان امروز دور و دیر دیروز هم درس و هم نفس! ریاضی و زندگی ... کامپیوتر و اولین المپیاد،درس و درس و درس ، کار و کار و کار! UNIX را تازه شروع کرده بودم و ترمینال صفحه مشکی با خط دستورهای سبز رنگ BBS و UseNet و ... . هنوز هیچ تجربه­ای اینقدر مزه نداده است.

برق و کامپیوتر ... درس در درس ، بازی در بازی! همه زندگی ... دانشجوی دوره لیسانس، دكتر جبه‌دار، دكتر خاكي صديق، دكتر نوابي، پروفسور لوكس، پروفسور روحاني،دكتر حكاك، دكتر ابطحي...، روباتیک- سیاتل و روبوکاپ،... شر و شور جوانی بود و دوره اصلاحات!!! مدتی هم در Total Fina elf مدیر IT & Telecom بودم... تدریس Windows NT  هم می­کردم...آن سالها دوره MCSE مشتری خیلی داشت!!!

کارشناسی ارشد، دكتر معلم، دكتر صدري، دکتر بینا، دكتر فرجي دانا، دكتر بديع و دكتر صفوي نائيني ...  تدریس و نوشتن... و اندکی هم عشق ... فلسفه علم بخش جدیدی در مطالعه من بود و  مقاله نوشتن برای IEEE همه ساعتهای من را پر می­کرد ... پردازش تصویر زمینه مورد علاقه من بود و دیوانه وار کار می­کردم... . روبوکاپ، پردازش تصویر، طراحی رابطهای نرم­افزاری بازشناسی الگو، مدارهای مخابراتی، زمینه­های کاری من بودند و تدریس و مشاوره، شغل من.

کانادا، زمستان 1380 ... بسرعت آماده رفتن میشوم، چند روزی پس از سالگرد تولدم عازم میشوم و مشغول ... زمینه کاری­ام را مخابرات انتخاب کرده­ام  ... مدتها است دارم بر روی بستر IP کار میکنم و شبکه­های بیسیم تازه وارد دنیا شده­اند و هنوز جای کار بسیار ... شبهای سرد واترلو را با کتاب خواندن و کتاب نوشتن سپری میکنم ... آخر هفته ها را با آزمایشگاه شرکت Nortel خوش میگذرانم ... دعوت میشوم به Stanford ... تنها  مهندس برق زیر 30 سال که IEEE Fellow میشود ... و تنها ایرانی ... شبی سخت است شب قبل از مراسم ... تنهایی و لذت بهم آمیخته میشود ... شب را با شب سکوت کویر شجریان طی میکنم ... ببار ای بارون ببار ... به حال عاشقای این دیار ... صبح اما روز دیگری است ... عشق در دانه است و من غواص و دریا میکده؛ سر فرو بردم در اینجا تا کجا سر بر کنم ...

همکاری­ام را با شرکتهای مخابراتی ادامه می­دهم... در  Nortel  و در CISCO Systems هم طراحی می­کنم و هم تدریس ... . در Xerox Park هم کار تحقیقاتی مشترک میکنم ... روزهای سختی است، 140 ساعت در هفته کار مینم ...

در این مدت در ایران هم کار میکنم ... دوران رونق IT است و ایران نیاز به طراحی و مدیریت پروژه دارد ... برای نوشتن تز به ایران می­آیم ... شرکت فرابرد شبکه و سایت زنده­رود یادگار آن دوران است ... . دوره ا­ی میشود که یکشب در میان بین اصفهان و تهران در تردد میشوم ... خستگی دیگر امان نمی­دهد ... برمی­گردم و تز را ارئه میکنم و باز روز از نو ....

دانشجوی پاست دکترا میشوم ... برای سمینار ITU دعوت میشوم به آفریقا ... دوره WiMAX شده است و من هم مدتها است که دارم کار میکنم... کامرون ... در زمان محمد خاتمی، یکبار برای اجلاس WSIS به تونس رفته­ام اما آفریقای عربی با آفریقای مرکزی تفاوتهای شگرفی دارد ... اولین چیزی که جلب توجه میکند زیبایی طبیعی کامرون است ... روز سمینارم، روز خوبی است ... باران صبحگاهی در این شهر زیر خط استوا ... پس از ارائه سمینار با عنوان راهکار توسعه Broadband در کشورهای جهان سوم ، چند نفری می­آیند طرفم ... می فهمم وزیر مخابرات کامرون است ... مسلمان و سنی مذهب ... یک هفته مهمان وزیر میشوم و بدینگونه راهکارم را میتوانم عملی کنم... پروژه WiMAX در کامرون حاصل این سفر است ...

بعد از سفر به کامرون،با دختر خانمی ایرانی، مهربان و زیبا و اهل اصفهان عزیز من و مقیم ایالات متحده که در دوره­ای هم دانشجوی من بوده است ازدواج میکنم... در سرمای زمستان اصفهان، زندگی گرمی را آغاز می­کنم ...  تخصص همسرم هم شبکه است  و میشویم خانواده IP ...

حالا هم هنوز برروی WiMAX کار میکنم ... دانشجوی P.PhD هستم و هنوز هم میگویند خیلی کار می­کنم ... حاصل همه زندگی ام اين است : اندکی از ((عشق گفتن)) در دروس هوش مصنوعی، پردازش‌تصویر، امنیت اطلاعات‌و‌شبکه، در دوره ليسانس، در IPM، در مركز تحقيقات مخابرات ايران، در پژوهشكده مهندسي برق و كامپيوتر دانشگاه صنعتي اصفهان، در مركزتحقيقات مهندسي سيستمهاي هوشمند، در دانشگاه Waterloo، در Nortel، در Bell Labs، در Palo Alto، در Xerox Park، در Cisco Academy، و در ... .می‌خوانم، می‌نویسم، و تدریس می‌کنم ... با تمام‌دل‌، بازهم از عشق‌؛ عشق به رفيقانم ... عشق به همسرم، به خانواده و وطنم ايران.


                                       


Contact :

 

Personal e-Mail:info@houmankaji.net                            Official e-Mail:office@houmankaji.net

© Houman S.Kaji - ISERC , 2007